← ClaudeAtlas

mkprompt-classiclisted

پرامپت‌ساز تشریحی با نقش, کانتکست, گاردریل و فرمت گزارش, برای قید سفت. Triggers: «پرامپت کامل», «پرامپت تشریحی», «با گاردریل», "classic". برای پرامپت معمولی از mkprompt-goal استفاده کن.
smk-labs/claude-plugins · ★ 11 · AI & Automation · score 79
Install: claude install-skill smk-labs/claude-plugins
# mkprompt-classic: پرامپت تشریحی ورودی: موضوع یا کار. اگر ابهام تعیین‌کننده دارد (مقصد اجرا؟ کدام ریپو؟) حداکثر یک پرسش batched؛ وگرنه با پیش‌فرض معقول بساز. این سبک فقط وقتی می‌ارزد که قید سختی هست: دسترسی محدود، خط قرمز، لحن مشخص، فرمت خروجی دقیق، یا محیطی که مدل نمی‌شناسد. برای کار عادی سنگین‌تر از چیزی است که لازم است؛ آنجا `mkprompt-goal` جواب می‌دهد. ## اسکلت (همیشه همین ترتیب؛ بخش بی‌ربط حذف شود) 1. ROLE: نقش ایجنت + تقسیم مدل. پیش‌فرض: قضاوت و طراحی Opus، اجرای گسترده Sonnet، مگر کاربر چیز دیگری بگوید. 2. CONTEXT: مسیر ریپو یا سرویس، وضعیت فعلی، چه چیزهایی انجام شده، فایل‌های کلیدی. 3. TASK: کار و معیار پذیرش قابل‌چک. باز هم روش را دیکته نکن؛ فقط چیزی که واقعاً باید آن‌طور باشد. 4. GUARDRAILS: دامنهٔ ممنوعه، verify واقعی قبل از هر ادعا، ship small، هیچ وابستگی جدید، سشن‌های زندهٔ کاربر دست نخورد. 5. REPORT: فرمت گزارش پایانی؛ در کار کدی بستن با commit و push. حتی اینجا هم کار را مرحله‌به‌مرحله تجزیه نکن. قید بنویس، نه دستورالعمل. ## اگر کار چندسشنی است هیچ نکتهٔ اجرایی را در چت به کاربر نگو؛ داخل پرامپت بگذار، چون کاربر پرامپت را می‌دهد و می‌رود. در TASK این‌ها اضافه می‌شود: - بی‌نظارت ادامه بده، هر چند سشن که شد. - قبل از هر کد، فایل پیشرفت را بساز: یک خط برای هر واحد و وضعیتش. - بعد هر واحد خودت را بیدار کن. هر شات: فایل پیشرفت و گیت‌لاگ را بخوان، یک واحد بردار، تأیید کن، کامیت کن، تیک بزن. از صفر برنامه‌ریزی نکن و نپرس «بعدی چه؟». - خواندن و گشتن و اسکن لاگ را بده به ساب‌ایجنت تا چند خط برگردانند، نه محتوای فایل؛ کانتکست خودت برای کار بماند. - اگر لوپ خودک